کارهای من

  میدونم که خیلی دوست داریدبدونید من چیکارا می کنموکجاها میرم،با کیا رفت وآمد دارم و می خواهید بدونید از دید من دنیا چه جوری و چه رنگیه.

کارایی که تا حالا کردم :


1-      رفتن به مسافرت(ماسوله،کلاردشت،رودبارک،دماوند)

2-      سینما(درباره الی،کتاب قانون )

3-      مهمانی و جشن

4-      کوهنوردی

5-      خواندن کتاب

6-      آشنایی با وسایل نقلیه (مترو،اتوبوس)

7-      دیدار با پزشکان

8-      شنا


سینما ومسافرت هر دو در روشنایی بسیار با حال وسرگرم کننده است ولی در تاریکی اصلا حال نمی ده به چند دلیل :اول اینکه پیدا کردن منبع غذایی برای من وپیدا کردن  دهن من برای مامان کار خیلی سختی است

دوم اینکه تعویض پوشک تو تاریکی یه کار بدون لذته

سوم اینکه ممکنه مامان بابا تو تاریکی گم بشن

در مورد جشن : البته این مراسم برای من بیشتر جنبه ورزشی داشت . گویی در این مجالس با بچه ها دست رشته بازی می کنن . قابل ذکر است که در این بازی من نخودی بودم و آخر هر دست رشته نمی دونم چرا می رسیدم به خاله جانا که گویی متخصص دهان و حلق بودن . چون هر وقت به اونا می رسیدم ، ته حلقم رو ماچ می کردن . البته دور از چشم بابام

برنامه بعدی ما آشنایی با وسایل نقلیه بود مثل مترو ( که آخر وقت رفتیم و آقای راننده

 به افتخار بنده فن را تا ته زیاد کرد و سرم کلی یخ زد . مامان و بابا مجبور شدن یکی از

شلوارهای یدکی رو رو سرم بکشن ! ) .

وسیله نقلیه بعدی اتوبوس بود ( البته اگر حمل بر خود ستایی نباشه ، تو اتوبوس انقدر

قربون آدم میرن که آدم شرمنده میشه جواب این همه محبت رو چطوری بده . فعلا که جز

لبخند کار دیگه ای از دستم بر نمیاد ) .

 دیدار با اطبا ( فکر نکنید مریض بودم بلکه به دعوت خودشون برای پاره ای مذاکرات و

آشنایی با این علم بود .

شنا ؛ باز فکر نکنید حمام رو میگم (عکسی هم که گذاشتم مربوط به این مورده) .

 

 

 

 

عکس من بعد از یک شنای توپ

 

/ 0 نظر / 11 بازدید